تبليغاتX
پایگاه مطالب تاریخی وکامپیوتروموزیک و...

پایگاه مطالب تاریخی وکامپیوتروموزیک و...

به وبلاگ کوروش50خوش آمدید.

ملا نصر الدين

مقدمه:

شايد بسياري از جوانان بگويند ، ملا نصر الدين ديگه چيه و اين قصه ها ديگه قديمي شده. ولي بايد گفت كه ملا نصرالدين متعلق به كشور ما و يا مشرق زمين نيست . او متعلق به قديم نيست . او شخصيتي است كه داستان هايش تمامي ندارد و هنوز كه هنوز است حكايات با مزه اي كه اتفاق مي افتد را به او نسبت مي دهند. و حتي او را با موضوعات امروزي مثل موسيقي جاز، راديو و تلفن همساز كرده اند. در كشور هاي آمريكايي و روسيه او را بيشتر با شخصيتي بذله گو و داراي مقام والاي فلسفي مي شناسند.به هر حال او سمبلي است از فردي كه گاه ساده لوح و احمق و گاه عالم و آگاه و حاضر جواب است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 فروردین1389ساعت 18:40  توسط کوروش پرتوی  | 

شهر ممنوعه

شهر ممنوعه از اواسط سلسله مینگ تا پایان سلسله کینگ کاخ سلطنتی چین بوده و در میان پکن واقع شده و هم اکنون کاخ موزه است. در حدود 5 قرن، شهر ممنوعه خانه امپراطور و خانواده اش و همچنین مرکز تشریفاتی و سیاسی دولت چین بوده است.

احداث شهر از سال 1406 تا 1420 به طول انجامید و مجموعه شامل 980 ساختمان با 8707 اتاق است که مساحتی به وسعت 720.000 مترمکعب را در برمیگیرد. مجموعه کاخها نمادی از معماری کاخی سنتی چین است و بر توسعه فرهنگی و معماری شرق آسیا تاثیر گذاشته است. شهر ممنوعه در سال 1987 بخشی از میراث جهانی اعلام شد و از سوی یونسکو به عنوان بزرگترین مجموعه حفاظت شده معماری چوبی باستان جهان انتخاب شده است.

در طول نزدیک به 15 سال ساخت این شهر بیش از یک میلیون کارگر شرکت داشته اند. در ساخت آن از چوبهای گران قیمت درخت فوبی ژنان . قطعات بزرگ سنگ مرمر و آجرهایی موسوم به آجر طلایی استفاده شده است.

در مجموع این شهر خانه 24 امپراطور بود و آخرین امپراطور ساکن آن یعنی پویی مقادیر زیادی از جواهرات قصر برای خرج زندگی مجلل خود فروخت و البته قطعات بسیار دیگری توسط خواجگان قصر به سرقت رفته بود. همانطور که گفته شد این شهر هم اکنون به کاخ موزه ای حفاظت شده تبدیل شده است.

شهر ممنوعه بزرگترین مجموعه کاخ باقیمانده در جهان است. طوری ساخته شده بود که مرکز شهر محصور به دیوار پکن باشد که در داخل مجموعه دیوارکشیده بزرگتری به نام شهر امپراطوری قرار داشت.

شهر با دیواری به ارتفاع 7.9 متر محصور شده که هم نقش دفاعی و نقش محافظت فیزیکی معماری داخلی را برعهده داشته است. بطور سنتی ، شهر مهمنوعه به دو بخش بارگاه داخلی و بارگاه خارجی تقسیم می شود. بخش خارجی قسمتهای جنوبی را در برمی گیرد و برای مقاصد تشریفاتی استفاده می شده. بخش داخلی قسمتهای شمالی را شامل شده و محل اقامت امپراطور و خانواده اش بوده که برای کارهای روزانه دربار استفاده می شده.

طراحی شهر ممنوعه از نمای کلی تا ریزترین جزییاتش طوری انجام شده که بازتابی از مقاصد فلسفی و مذهبی و نمادی از عظمت و قدرت امپراطور باشد. مانند رنگ زرد: رنگ امپراطور است که تقریبا در تمامی سقف ها از آن استفاده شده است.

سرسراهای اصلی بارگاه های داخلی و خارجی سه هجای کیان تشکیل شده که نمایش دهنده بهشت است. در دربار داخلی نیز از شش هجای کان تشکیل شده که نمایش دهنده زمین است. در شیب شیروانی ها از مردی استفاده شده در حال راندن یک ققنوس است و توسط یک اژدهای سلطنتی همراه می شود. در فرهنگ چین ، اژدها نماینده قدرت امپراتوری است و امپراتور "پسر آسمانی " اژدهای حقیقی" نامیده می شود.

معماری مجموعه شهر ممنوعه تبلور نگرش و درایت مردم چین است. مجموعه از نیارش بناها گرفته تا آمود هر یک از اتاقها و دیوارها ، سرشار از اندیشه های عجیب و غریب است. مثلا سکوی سفید رنگ قصر تای حه، این قصر را پر جلال تر کرده و در ضمن از نفود رطوبت به قصر جلوگیری می کند . برای زهکشی این سکو که در سه اشکوب است ،از بیش از یک هزار مجسمه سر اژدها استفاده شده و هنگام بارش باران آب زهکشی شده از دهان اژدها ها فوران می کند و از آنجا که ابنیه مجموعه شهر ممنوعه چوبی است، این امر ظاهرا در پیشگیری از آتش سوزی موثر بوده است.

در میان حیاط این شهر جمعا 308 ظرف مسی بزرگ برای ذخیره آب دیده می شود که در طول تمام سال برای پیشگیری از آتش سوزی بکار می رفته . درزمستان زیر این ظرف ها آتش روشن می کردند تا آبهای داخل آن یخ نبندد. اشیا و کشفیات گرانمایه ای درشهر ممنوعه شده و شمار آن جمعا به یک میلیون می رسد و یک ششم شمار کل کشفیات چین را شامل می شود.

en.wikipedia.org
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 فروردین1389ساعت 18:36  توسط کوروش پرتوی  | 

جولیوس سزار

جولیوس سزار
 
جولیوس سزار (Julius Caesar) در سال 100 قبل از میلاد در چنین روزهایی (12 یا 13 جولای) هنگامی که دولت روم دچار یکی از پر هرج و مرج ترین دوران موجودیت خود بود، بدنیا آمد. او یکی از مشهورترین چهره های نظامی و فرمانروایان امپراتوری روم بود که از 59 قبل از میلاد به مدت 15 سال فرماندهی ارتش روم برای غلبه بر دشمنان خارجی را بر عهده داشت.

در سال 45 قبل از میلاد به علت موفقیت هایش در ارتش و نیز سابقه رفتاری لقب دیکتاتور روم به وی داده شد این در حالی بود که پدر او به جولیوس سزار بزرگ مشهور بود. اما دیری نپایید که توسط هم رزم خود مارکوس جونیوس بروتوس (Marcus Junius Brutus) و همکاری مجلس سنا در سال 44 قبل از میلاد کشته شد. در بزرگی و شهرت این مرد همین کافی است که ویلیام شکسپیر (William Shakespeare) زندگی او را در نمایشنامه ای بنام جولیوس سزار به رشته تحریر در آورده است.

کلوپاترای هفتم (Cleopatra VII) آخرین فرعون مصر در سال 69 قبل از میلاد در اسکندریه پایتخت وقت مصر بدنیا آمد. او در سن 18 سالگی هنگامی که در زیبایی شهره عام وخاص بود به عنوان فرعون مصر برگزیده شد. در جریان تاخت و تازهای روم به مصر، کلوپاترا برای حفظ کشورش طرح دوستی خود با سزار را ریخت که در نهایت منجر به ازدواج و تولد فرزند از او شد. اما پس از مرگ کلوپاترا، تا مدتها مصر زیر سلطه امپراتوری روم قرار گرفت.

سزار اولین امپراتور روم بود که به بریتانیا تاخت و تاز کرد و توانست تاثیر امپراتوری روم را بر کشوری چون فرانسه برای همیشه جاودانه سازد. پس از کشته شدن سزار، با وجود آنکه مردم دل خوشی از این دیکتاتور نداشتند، همگی از نبود او احساس دلتنگی میکردند. سزار مردی قوی و فوق العاده وفادار به کشورش بود که بیشتر به دلیل حسادت اطرافیان کشته شد. پس از مرگش مردم برای او مقبره با شکوهی ساختند و تا به امروز او را به عنوان یک فرد بزرگ که دستاوردهای بسیاری برای روم به ارمغان آورد مورد ستایش قرار می دهند.
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 فروردین1389ساعت 18:35  توسط کوروش پرتوی  | 

مثلث خیام ، پاسکال

مثلث خیام ، پاسکال
بسیاری عقیده دارند که مثلث حسابی پاسکال را باید مثلث حسابی خیام نامید و برخی پا را از این هم فراتر گذاشته اند و معتقد اند که دو جمله ای نیوتون را باید دوجمله ای خیام نامید . اندکی در این باره دقت کنیم.

همه کسانی که با جبر مقدماتی آشنایی دارند ،"دستور نیوتن" را درباره بسط دوجمله ای میشناسند. این دستور برای چند حالت خاص (وقتی n عددی درست و مثبت باشد) چنین است:

(a+b)0 = 1 (1)
(a+b)1 = a+b (1,1)
(a+b)2 = a2+2ab+b2 (1,2,1)
(a+b)3 = a3+3a2b+3ab2+b3 (1,3,3,1)
(a+b)4 = a4+4a3b2+6a2b2+4a2b3+b4 (1,4,6,4,1)
. . .

اعداد داخل پرانتزها، معرف ضریبهای عددی جمله ها در بسط دوجمله ای است.

بلیز پاسکال (Blaise Pascal) فیلسوف و ریاضی دان فرانسوی که کم وبیش با نیوتون همزمان بود، برای تنظیم ضریبهای بسط دوجمله ای، مثلثی درست کرد که امروز به "مثلث حسابی پاسکال" مشهور است. طرح این مثلث برای نخستین بار در سال 1665 میلادی در "رساله مربوط به مثلث حسابی "چاپ شد.مثلث حسابی چنین است:

1
1 1
1 2 1
1 3 3 1
1 4 6 4 1
1 5 10 10 5 1
1 6 15 20 15 6 1

دراین مثلث از سطر سوم به بعد هر عددبرابر با مجموع اعداد بالا و سمت چپ آن در سطر قبل است و بنابراین میتوان آنرا تا هر جا که للازم باشدادامه داد. هرسطر این مثلث ضریبهای بسط دوجمله ای را در یکی از حالتها بدست میدهد بطوری که n همان شماره سطر باشد.

ضریبهای بسط دوجمله ای (برای توانهای درست و مثبت) حتا در سده دوم پیش از میلاد البته به صورت کم و بیش مبهم برای دانشمندان هندی روشن بوده است .باوجود این حق این است که دستور بسط دو جمله ای با نام نیوتن همراه باشد زیرا نیوتن آن را برای حالت کلی و وقتی n عددی کسری یا منفی باشد در سال 1676میلادی بکاربرد.که البته در این صورت به یک رشته بی پایان تبدیل میشود.

اما در باره مثلث حسابی وضریبهای بسط دوجمله ای در حالت طبیعی بودن n. از جمله، دستور بسط دو جمله ای را میتوان در "کتاب حساب مخفی" میخائیل شتیفل جبردان آلمانی (که در سال 1524 چاپ شد) پیدا کرد.

در سال 1948 میلادی،پاول لیوکی آلمانی،مورخ ریاضیات،وجود دستور نیوتن را برای توانهای طبیعی ،دز کتاب "مفتاح الحساب"(1427 میلادی) غیاث الدین جمشید کاشانی کشف کرد. بعدها س.آ.احمدوف ،مورخ ریاضیات و اهل تاشکند، دستور نیوتون وقانون تشکیل ضریبهای بسط دوجمله ای را،در یکی از رساله های نصر الدین توسی،ریاضیدان بزرگ سده سیزدهم میلادی ،کشف کرد (این رساله توسی درباره محاسبه بحث میکند). چه جمشید کاشانی وچه نصرالدین توسی ،این قاعده را ضمن بررسی قانون های مربوط به ریشه گرفتن از عددها آورده اند.

همچنین براساس آگاهی هایی که داریم حکیم عمر خیام رساله ای داشته که خود رساله تاکنون پیدا نشده ولی از نام آن "درستی شیوه های هندی در جذر وکعب "اطلاع داریم ،کهدر آن به تعمیم قانونهای هندی درباره ریشه دوم و سوم ،برای هر ریشه دلخواه پرداخته.لذا خیام از "دستور نیوتن" اطلاع داشته.

اما بنا به اسناد تاریخی معتبر قانونهای مربوط بهضریبهای بسط دوجمله ای وطرح مثلث حسابی تا سده دهم میلادی(برابر چهارم هجری) جلو میرود و به کرجی (ابوبکر محمد بن حسن حاسب کرجی ریاضیدان سده ده و یازده میلادی) پایان میپذیرد .بنابراین حتی" مثلث حسابی پاسکال" را هم از نظر تاریخی نمیتوان "مثلث حسابی خیام " نامید.
با تلخیص از کتاب سرگذشت ریاضی نوشته پرویز شهریاری
شیدا شیدائی فر
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 فروردین1389ساعت 18:34  توسط کوروش پرتوی  | 

بودای عظیم الجثه لشان

بودای عظیم الجثه لشان
Leshan Giant Buddha
بودای غول پیكر لشان (Leshan) ، بزرگترین پیكره سنگی بودای موجود در جهان است. بودای لشان مجسمه ای است در هیئت Meytreya *، پا برهنه با گوش هایی آویزان، موهایی آراسته به صورت مارپیچ و گیس مانند، قفسه سینه ای برآمده و در معرض نمایش و دستانی که روی زانوان تكیه داده شده است. از زیر پای این مجسمه عظیم الجثه سنگی، رودخانه هایی می گذرند.

مجسمه غول پیکر بودای لشان از لحاظ شهرت هم پای مجسمه های ایستاده بودا در Bamiyan افغانستان است که همه آنها به عنوان میراث فرهنگی بشری حفظ و نگهداری می شوند. ارتفاع دو مجسمه بودای Bamiyan در افغانستان در حالت ایستاده 38 و 53 متر است که از لحاظ ارتفاع دومین و سومین مجسمه های سنگی بودا در دنیا هستند. مجسمه با شکوه بودای لشان حالت نشسته دارد. مجسمه های بودا در افغانستان به دست انسان ها تخریب شدند و همین امر باعث شد که محافظت از مجسمه بودای لشان بیش از پیش، مهم تلقی شود.

ارتفاع این بودای با شكوه 71 متر است. پهنای شانه هایش 28 متر، سرش 14.7 متر طول و 10 متر عرض دارد و در مجموع 1021 تكه مو به آن وصل شده است. در رویه پاهایش كه هر كدام 8.5 متر است به راحتی 100 نفر جای می گیرند.

انگشتان پاهایش به اندازه ای بزرگ است كه می تواند به عنوان میز شام استفاده شود. بودای لشان به عنوان مرتفع ترین مجسمه بودای جهان، در سال 1996 به لیست اسامی میراث فرهنگی طبیعی جهان پیوست.

به برخی از از اندازه های مربوط به مجسمه بودای لشان توجه کنید :

رتفاع : 71 متر
طول سر : 14.7 متر
عرض شانه : 28 متر
طول گردن : 3 متر
طول گوش ها : 7 متر
طول دماغ : 5.6 متر
طول ابرو ها : 5.6 متر
طول چشم ها : 3.3 متر
طول دهان : 3.3 متر
 
در زمانی كه این مجسمه تراشیده شد، یك بنای 13 طبقه چوبی برای محافظت از آن در مقابل نور خورشید و باران ساخته شد. بعدها در اواخر پادشاهی (Yuan 1368-1279) این بنای محافظ در جنگ تخریب شد. از آن زمان تا كنون این مجسمه سنگی بدون هیچ محافظتی در معرض باد و باران قرار گرفته است.
گفته می شود در رودخانه ای كه مجسمه در بالای آن قرار دارد، یك هیولا وجود داشته‏، این هیولا اغلب باعث وقوع سیل، واژگون شدن قایق های در حال عبور و گرفتن جان صدها نفر می شده است. برای حل این مشكل، به منظور مهار كردن آب رودخانه و همچنین نجات جان انسان ها، راهب بزرگی به نام Haitong سرمایه ای را جمع آوری كرده، ساخت مجسمه عظیم الجثه بودا را شروع كرد. او امیدواربود كه حضور بودای بزرگ، بتواند هیولای رودخانه را رام كند و در نتیجه قایقرانانی كه عرض رودخانه را می پیمودند در امان باشند.

ساخت این پیكره سنگی با نظارت Haitong در سال 713 شروع شد. در ابتدا صاحب منصبان حریص به پول جمع آوری شده برای این منظور چشم طمع دوخته بودند، بنابراین سعی كردند از راهب بزرگ رشوه خواری كنند. اما او آنها را به مبارزه طلبید و اعلام كرد : اگر چشمان مرا از حدقه درآورید‏، باز هم نمی توانید به پولی كه برای ساخته شدن مجسمه بودا اهدا شده دست یابید. این گفته راهب بزرگ خشم صاحب منصبان را برانگیخت، به او گفتند كه مسلما جرات چنین كاری را ندارد، اما در كمال ناباوری Haitong چشمانش را با دستان خود از حدقه درآورد و آنها را درون یك سینی نزد مقامات و صاحب منصبان برد. راهب بزرگ در نیمه كار ساخت مجسمه از دنیا رفت. دو تن از پیروانش كار را ادامه دادند و سرانجام بعد از 90 سال تلاش، مجسمه بودا در سال 803 كامل شد.

چگونگی خلق مجسمه عظیم الجثه بودای لشان كماكان سئوال برانگیز باقی مانده، در واقع درك این مسئله كه چگونه مردم در آن زمان چنین مجسمه مجللی طراحی كرده و ساخت آن را بدون هیچگونه تجهیزات مدرنی به پایان رساندند، غیر ممكن است.


* Meytreya : در سنت بودایی شخص بودای آینده است که برای راهنمایی و موعظه ظهور خواهد کرد. ریشه اصلی این کلمه سانسکریت بوده و به معنای دوستی است. پرستش Meytreya در قرون چهارم تا هفتم بین پیروان بودا متداول بوده و تصاویر مختلفی از او همه جا وجود داشته است. در بین آن تصاویر بودای لشان، دیدنی ترین آنهاست.
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 فروردین1389ساعت 18:33  توسط کوروش پرتوی  | 

سال نو مبارک!!!!!!!!

سلام به همه ی دوستای گلم.امیدوارم سال ۱۳۸۹ (سال ببر) سال خوبی برای همه باشه.عیدتون مبارک.
+ نوشته شده در  شنبه 29 اسفند1388ساعت 13:33  توسط کوروش پرتوی  | 

زردشت 2

وقتی از پیامبران الهی و اولیا صحبت می کنیم حیف است که نامی از حضرت زرتشت نبریم پیامبر بزرگ ایرانیان که جزء اولین پیامبران الهی بوده و اولین افرادی بوده که خدا پرستی و یکتا پرستی را بین مردم رواج داد.
در مورد تاریخ و محل تولد زردشت بین محققان اختلافات زیادی وجود دارد ولی به احتمال قوی او در حدود قرن هفتم قبل از میلاد مسیح در منطقه ای در غرب ایران که به احتمال زیاد آذربایجان (آذربایگان یا آتور پاتیکان) بوده دیده به جهان گشوده است.

در باره نام زردشت باید گفت که زردشت به معنی صاحب شتر زرین بوده است (زره اشترت) و نامی بوده که در آن روزگار مرسوم بوده است. از همین قبیل داریم گرشاسپ ، جاماسپ و ...

نام زردشت خود دلالت بر این دارد که او شخصیتی واقعی بوده و اسطوره و افسانه نیست.

بنا بر تواریخ زردشتیان زردشت تحصیلات و علوم روز را در محل تولدش فرا گرفت و سپس مدتی را به انزوا و ریاضت و تزکیه نفس گذراند. از آن پس بود که فرشته ای به نام وهومنه با او ارتباط برقرار کرد و او را به معراج نزد اهورامزدا(خداوند یکتا)برد و در آنجا بود که او به پیامبری برگزیده شد. او پس از نائل شدن به مقام پیامبری به پخش افکار و عقایدی که پروردگار به او الهام کرده بود پرداخت ولی چون در زادگاه خود موفقیت چندانی کسب نکرد به سمت شرق ایران رهسپار شد و نزد گشتاسب، پادشاه وقت رفت. گشتاسب پس از شنیدن عقاید و اعتقادات و کسب اطلاع از دین او، به علت عقلانی بودن و منطبق بودن عقاید زردشت با خرد انسان، از دین او استقبال کرد و به کیش او گروید و از آن پس دین او به عنوان دین رسمی کشور اعلام شد و از طرف دستگاه حاکمه مورد حمایت قرار گرفت.

بر اساس رای اکثر مورخان و محققان زردشتیان از همان ابتدا نوشته هایی به عنوان کتاب مقدس داشته اند که اوستا نامیده می شود. گاتاها اصلیترین  و معتبرترین بخش معارف دینی زردشتیان است که امکان دارد در زمان خود زردشت تمام یا قسمتی از آنها به قلم خودش یا توسط شاگردانش تنظیم شده باشد.

اوستا که در زمان زردشت یا بعد از او تنظیم شده به قولی روی دوازده هزار پوست گاو نوشته شده بود. ولی در زمان حمله اسکندر از بین رفته است. پس از آن اشکانیان به فکر جمع آوری اوستا افتادند و در این راستا اقداماتی انجام دادند؛ سپس اردشیر ساسانی و شاهپور اول و دوم این راه را ادامه داده و کتاب اوستا را جمع آوری کردند.

دین زردشتی یک دین توحیدی و دارای احکام و دستورات کامل و مترقی است و در زمان خود دین کاملی بوده است که بر اساس عقل و خردورزی بنا نهاده شده است. و سه دستور اصلی آن یعنی: گفتار نیک، کردار نیک و پندار نیک خود تائیدی بر این مدعاست زیرا که تمام ادیان الهی که هدف آنها سعادت بشر و رساندن او به کمال است به نوعی بر این سه اصل گرچه به زبانها و بیانهای مختلف تاکید دارند و این سه اصل با فطرت هر انسان آزاده و حقیقت جو سازگاری دارد.

در قرآن کریم در سوره مبارکه حج آیه هفده خداوند زردشتیان(مجوس) را در ردیف اهل کتاب ذکر میکند و میتوان نتیجه گرفت که زردشت واقعا پیامبر بوده و دین او دینی آسمانی می باشد هرچند که به مرور زمان دین زردشتی دستخوش تغییراتی شده است و بر اثر سوء استفاده های شخصی برخی افراد بخش هایی از آن مورد تحریف قرار گرفته است.

همچنین در سوره مبارکه یونس آیه چهل و هفت خداوند می فرماید: و برای هر امتی رسولی است که هرگاه رسول آنها آمد و حجت بر آنها تمام شد میان آنها حکم به عدل شود و بر هیچکس ستم نخواهد شد.

زردشت پیامبر در شهری به نام زردشت به دنیا آمد شهری که در دشتی از زر  بنا شده بود دشتی است که امروزه بنام اردبیل شناخته میشود.
در زمان 2700 سال پیش این دشت پر از معادن طلا و زر بود که البته امروز هم در اطراف این شهر معادن طلای زیادی وجود دارد.

بعد از تولد زردشت کنار این شهر کوهی بود بلند که امروزه به آن سبلان میگویند. بر بالای این کوه دریاچه ای از آب زلال وجود دارد.

بنابه روایات تاریخی زردشت هر از چند گاهی به بالای این کوه  میرفته و آسمان را نظاره گر میشده است.
در روایات تاریخی از مردم منطقه سینه به سینه نقل میشود  که دماغه این کوه شاهد دفن بیش از هفتاد پیامبر میباشد.
زردشت بر بالای این کوه آنقدر پروردگارش را صدا میزند که در نهایت توسط فرشته هائی او را از بالای کوه به آسمانها عروج میدهند.

نویسنده ای محقق و شرق شناس در کتابش مینویسد که زردشت به همان جائی در آسمان هفتم رفت که محمد(ص) پیامبر اسلام در قاب قوسین رفته بوده است.

بعد از اینکه زردشت به نزد قوم خود باز میگردد به ارشاد قومش میپردازد.

در قران به قومی در این منطقه اشاره شده است که بلای خدا بر آنها نازل شده و آنها را به کل از بین برده است.
معلوم نیست که قبل از زردشت این بلا نازل شده یا بعد از ارائه رسالت زردشت. اما آثار باستانی نشان از زلزله ای سهمگین در این منطقه در قبل از میلاد خبر میدهد.
همچنین در این منطقه آثار باستانی هشت هزار سال قبل از میلاد نیز دیده شده است.
این قوم که در قران در کنار قوم عاد و ثمود از آنها به قومی که به بلای الهی نابود شدند به نام قوم "رس" نام برده شده است.

در قران قوم "رس" به صورت "الرس" آمده است که به انگلیسی نیز "ارس"  نوشته شده است و این کلمه ارس هنوز در این منطقه بر روی رودی که مرز میان ایران و جهوری آذربایجان است
گذارده شده است.
طبق شواهد تاریخی در این سوی رود ارس یعنی در همان جائی که امروزه دشت اردبیل یا در قدیم زردشت نامیده میشده است تمدنهای پیشرفته ای زندگی میکرده اند.

در تفاسیر در ذیل آیه قوم رس نیز از امام علی روایت شده که فردی از قوم رس پرسید و حضرت فرمود قوم رس قومی بوده اند که در منطقه آذربایجان امروزی زندگی میکرده اند.

همچنین در اکتشافات آثار باستانی از این منطقه سکه های دقیانوس و همچنین آثاری از قوم لوط نیز پیدا شده است.

بعد از اینکه زردشت پیامبر توسط قوم خود مورد استقبال قرار نمیگیرد به مناطق مختلفی مسافرت میکند که در نهایت بعد از فراگیر شدن
پیامبری و دینش نام شهر محل تولدش را به نام "شهر مقدس" نامگذاری میکنند . شهر مقدس در زبان اوستائی به نام "آرتا ویل "  صدا زده میشده است.

در زبان اوستائی آرتا به معنی مقدس و ویل به معنی شهر میباشد.
به مرور زمان آرتاویل به "ارتویل" و این کلمه نیز به "ارتبیل" و باز به مرور زمان به اردبیل تغییر نام داده میشود.

بعد ها زردشت به سمت مغان میرود و محلی مقدس برای تربیت شاگردانی به نام مغ ها ایجاد میکند.

در آثار عرفای اسلامی و ایرانی به زردشت پیر مغان میگویند. که پیری بوده که در مغان شاگردهای زیادی را تربیت میکرده است.

تکنیک اصلی زردشت بر پایه معراج استوار بوده است بدین معنی که به شاگردانش با روشهای مختلف آموزش میداده که چگونه
سفر روح نموده و با روحشان به آسمانهای بالا قدم بگذارند.

در زبان محلی مردم مغان مغ به نوعی خاص از پشه گفته میشود که بر بالای مردابها و باتلاقها به صورت دسته ای از صدها پشه  دور هم پرواز میکنند.

زردشت نیز مغان را محلی برای اجتماع صدها مغ انسانی برای پرواز روح و یا تخلیه روح و یا همان برون فکنی تبدیل کرده بوده است.
نشانه زردشت مردی بالدار است و این نیز نشانی از این است که زردشت تکنیک اصلی معنوی اش را تخلیه روح قرار داده بوده است.
که با تخلیه روح و یاد دادن آن به شاگردانش به عوالم معنوی و ملکوتی معراج کرده و بدین طریق رشد معنوی و سیر و سلوک واقعی و عملی داشته اند.
این مغ ها در هنگام بازگشت به زبان لالها با یکدیگر سخن میگفته اند  زیرا که برای بیان دیده هایشان کلماتی پیدا نمیکرده اند
تا وقایع مختلف آسمانهای بی انتهای ملکوت را  باز گو کنند.

در اصل ما هر شب تخلیه روح انجام میدهیم ولی مستی دنیا اجازه نمیدهد متوجه باشیم.
خداوند در قران میفرماید که ما در هر شب هنگام خواب شما را به آسمان میبریم.
ولی چون مست هستیم هنگام بیدار شدن نمیفهمیم که شب در کجا بوده ایم و در ملکوت چه جاهائی را بازدید کرده ایم.
و روز را نیز با مستی سپری میکنیم. و فلسفه نماز و روزه و ذکر و دعا بر این است که ما اگر در روز توان سفر به عوالم معنوی و معراج را نداریم
حد اقل در خواب بتوانیم حضور خدا را با روحمان درک نمائیم.
کلید رسالت زرتشت نیز چنین کاری بوده و به شاگردانش کاری که امروزه نزد علمای قم به نام تخلیه روح معروف است را تعلیم میداده است.

هزاران سال بعد از وی فردی زردشتی الاصل که اجدادش تازه مسلمان شده بوده اند به نام شیخ شهاب الدین سهروردی دستورات اسلام را با تکنیکهای زردشت
مقایسه نموده و جوهره ای به نام حکمت اشراق به بشریت معرفی نمود.

سهروردی در حکمت اشراق بیان میکند که ما به فردی حکیم میگوئیم که بتواند به راحتی تخلیه روح بکند و در عوالم نور و ظلمت سفری روحانی داشته باشد.

صدها سال بعد از سهروردی فردی به نام ملا صدرا حکمت اشراق سهروردی را تکمیل کرده و حکمتی به نام حکمت متعالیه ارائه نمود که امروزه زیر بنا و بنیاد
اکثریت علوم فقهی و عقلی و فلسفی اسلام به خصوص نزد علمای شیعه میباشد.

با مطالعه و بررسی زندگانی اهل بیت پیامبر و امامان معصوم شیعه مشاهده میشود که تمامی امامان شیعه تخلیه روح را یکی از
ارکان اصلی سفر معنوی خود قرار داده بوده اند.

پیامبر اسلام معراج را به وسیله تخلیه روح انجام داد که بخشی از معراج با جسمش بود و بخشی از آن با روحش که از بدنش جدا شده بوده است.
امام علی نیز هنگام گریه های مداوم در نخلستان کوفه که بیجان به زمین افتاده و جسمش سفت و مثل چوب خشک میشده است
نشانه های تخلیه روح را داشته اند.
زیرا که تا جسم نتواند ترک علاقه از بدن مادی اش بکند رسیدن به آسمانهای غیر مادی و معنوی و ملکوتی غیر ممکن است
این حرف مانند آن است که بگوئیم میخواهیم شتری را از سوراخ سوزنی عبور دهیم
بردن جسم نیز به عوالم غیر جسمانی فقط از طریق تخلیه روح میسر است.

علمای زیادی در قم عمل تخلیه روح را یکی از کرامات میدانند ولی بعضی از آنها این عمل را تقبیح میکنند.

از جمله علمائی که تخلیه روح را تایید و ان را لازم میدانند میتوان به :
بیانات آیت الله  جوادی آملی در جلسه درس اخلاق - قم؛  8/2 /1384   اشاره نمود:

" ... دین وارث انبیاء (علیهم‌السلام) هستند . بزرگان ما مثل مرحوم کلینی، مرحوم شیخ مفید نقل کرده، علمای اهل سنّت هم نقل کردند که «علماء ورثه انبیایند». در ارث مال، شرطش مرگ مورّث است. تا مورّث نمیرد، وارث بهره‌ای ندارد. ولی در ارث علم، تا وارث نمیرد چیزی از مورّث به او نمی‌رسد. این فرق اساسی میراث مال با میراث علم است؛ در میراث مال، مورّث می‌میرد، مال به ورثه می‌رسد. ولی در میراث علم، العلماء ورثه الأنبیاء(1)؛ تا اینها با مرگ ارادی نمیرند، آن هوس و  آن هوی را اماته نکنند و به دستور «موتوا قبل أن تموتوا» عمل نکنند، وارث انبیاء نمی‌شوند . "

آیت الله نجابت از قول سید علی قاضی می گوید:
« آن چه را می خواستم، تماماً بدست آوردم و امام حسین علیه السلام در را به رویم گشود. ابن فارض یک قصیده تائیه برای استادش گفته؛ من هم یک قصیده تائیه برای امام حسین علیه السلام گفته ام نمره یک! که کار مرا ایشان درست کرد و در غیب را به نحو اتم برایم باز کرد. »
و ادامه میدهد : « او در اثر طلب حقیقی و استقامت به خانه که نه، به خود صاحبخانه رسیده است و یار او را به درون خانه راه داده؛ او از حصار تنگ دنیا که خیال و سرابی بیش نبوده و حقیقی ندارد، گذشته و به عالم روح و مجردات پیوسته است و چون فهمیده که از عالم خیال چیزی نصیبش نمی شود، باب خیال برایش بسته می شود. »


شاگردان سید علی قاضی میگویند که ایشان تا چهار روز در اتاقش میماند و تکان نمیخورد و در طول این مدت ما سعی میکردیم نگذاریم کسی مزاحم ایشان شود
و در طول چهار روز اصلا تکان هم نمیخورد! در این حالت روحش را از بدن تخلیه کرده و به جاهای مختلفی میرفته اند.


علم تخلیه روح یا (OOBE) امروزه یکی از علمهای پر طرفدار روانشناسی شده و از نظر علمی کاملا ثابت گردیده و کاربردهای مختلفی از درمان بیماریهای روانی و روحی تا
حتی کاربردهای غیر پزشکی نیز به دست آورده است.



هم اکنون قبر زردشت پیامبر در اطراف اردبیل و در نزدیکیهای کوه سبلام به مخروبه ای مبدل گشته و فراموش شده است.

+ نوشته شده در  جمعه 28 اسفند1388ساعت 13:28  توسط کوروش پرتوی  | 

زردشت

زَرتُشت ، زردشت،زردهُشت يا زراتُشت(در اوستا زَرَثوشْتَرَ به تعبيري به معني «دارنده روشنايي زرين‌رنگ» و به تعبيري ديگر «دارنده شتر زردفام» و سرانجان به معناي «ستاره زرين») نام پيامبر ايراني و بنيادگذار دين زرتشتي‌گري يا مزداپرستي و سراينده گاهان (کهنترين بخش اوستا) است. بعضي پژوهشگران بر اين باورند که زرتشت در روز ششم فروردين زاده شده ولي درباره ي تاريخ زايش او ديدگاه‌هاي فراواني وجود دارد. برآوردها از ششصد تا چندين هزار سال پيش از ميلاد تفاوت دارند. تولد زرتشت را در شمال غربي ايران در نزديکي درياچه چيچست (اروميه) در روستاي انبي دانسته‌اند. پس از اعلام پيامبري در سن 30 سالگي، زندگي بر زرتشت در منطقه شمال غربي ايران سخت شد و او ناچار به کوچ به شمال شرقي ايران آن روزگار يعني منطقه بلخ شد. در آنجا زرتشت از پشتيباني گشتاسب‌شاه برخوردار شد و توانست دين خود را گسترش دهد. زرتشت در سن 77 سالگي در روز پنجم دي ماه در نيايشگاه بلخ بدست يکي از تورانيان به نام توربراتور کشته شد.


تبار و خانواده زرتشت
نام خانوادگي زرتشت اسپنتمان بود. مادر او دُغدو و پدر وي پوروشسب نام داشتند. پوروشَسْب اِسپَنْتْمان مردي دانشور و درستکار بود. دغدو دختر فري‌هيم‌رَوا از خاندان نژادگان (اشراف) و دينور بود. حاصل ازدواج پوروشسب و دغدو پنج پسر بود و زرتشت سومين آنهاست. زرتشت از همسر خود به نام هووي شش فرزند داشت. نام سه پسر ايشان ايسَت‌واسْتَرَه، اورْوْتَتْ‌نَرَه، هْوَرْچيثْزَه و نام سه دخترشان فريني، ثريتي و پوروچيستا بود. يکي از هفت شاگرد اصلي زرتشت به نام مَيديوماه پسرعموي پيامبر بود.


خاستگاه و انديشه زرتشت
از اين پيامبر ايراني‌ در يشت‌هاي‌ کهن‌ سخن‌ ميآيد که‌ در (اَريّانَ و يَوچَه‌) در ساحل‌ رود (دائيتي) در سرزمين‌ قبايل‌ ايراني‌ متولد گرديد در (زامياديشت‌) زيستگاه‌ زرتشت‌ را در ناحيه‌ ئي‌ ميداند که‌ در آن‌ درياچه‌ (کوسَويّ) است‌ که‌ مطابقتي‌ با درياچه‌ هامون‌ دارد. بهر تقدير ناحيه‌ (اَريانَّ و يوچَه‌) گاه‌ خوارزم‌ پنداشته‌ مي‌شود و گاه‌ آنرا آذربايجان‌ و بعضاً بدليل‌ مراسمي‌ مذهبي‌ که‌ در ستايش‌ (اَرُدويسورااناهيتا) مي‌شود آنرا در سيستان‌ ذکر کرده‌اند. امروز بر اين‌ باوريم‌ که‌ گاهان اثري‌ قبل‌ از زرتشت‌ پيامبر محسوب‌ مي‌شود تاريخ‌ موجوديت‌ زرتشت‌ را نمي‌توان‌ بطور قطع‌ مشخص‌ نمود که‌ احتمالاً قدمت‌ آن‌ از 1400 سال‌ قبل‌ از ميلاد تا 630 سال‌ ق م‌ ميدانند.(برخي زادروز زرتشت را ?هزار سال ژيش از زايش ميدانند) زرتشت‌ از سرزميني‌ کهني‌ برخواست‌ که‌ مردمانش‌ آريايي‌ياني‌ بودند که‌ به‌ پرستش‌ چهار رب‌ النوع‌ مشهور بودند 1 ميترا يا (ميتَر) 2 ورونايا(وَرُون‌) و ? ايندرا (آندرا) و ? ناسيته‌ يا (ناستي‌) که‌ استنباط‌ است‌ آنها نمايندگان‌ دو خداي‌ آريائي‌ (اَسورا) يا اهورا و دئوها (ديوان‌) بودند. قبايل‌ ايرانيان‌ قديم‌ را قبايل‌ (ماداي‌) يا ماد و نيز از قبايل‌ پارسوآ يا پاراسيکا ميدانند. لذا منشأ خدايان‌ (کاثاها) همان‌ سُوريّ (اسورا) دارگونه (رب‌ النوع‌) آريائي‌ خورشيد است‌ بنابر آن‌ (سوُرّي‌) - SURYA - مورد پرستش‌ جنگجويان‌ آريائي‌ بود که‌ هيجده‌ قرن‌ قبل‌ از ميلاد آثار آن‌ بجا مانده‌ است‌. سورا خداي‌ آريائيان‌ يا سور که‌ در اوستا (هوْرَ) HVER نام‌ برده‌ شده‌ است‌ در سده چهارده‌ پيش از ميلاد در آثار نوشتاري‌ ميتاني‌، خدايان‌ آريائي‌ قديم‌ ودائي‌ يعني‌ ورونا و ميترا و اندرا و ناسيته‌ را مي‌بينيم‌ در کاثاها از اَهُورَ به‌ مفهوم‌ خردمند (مزداه‌) MAZDAH و يا مزداه‌ اهور برمي‌خوريم‌ و از (دَيؤَ) DAVA به‌ معناي‌ خداي‌ اهريمن‌. تباين‌ اين‌ دو را در ادوار هند و ايراني‌ قبلاً شرح‌ داديم‌ که‌ چگونه‌ بر مفاهيم‌ متضاد براي‌ دو قوم‌ هند و ايراني‌ تبديل‌ گرديد. (سپَنتَامَينيو) نماد اهورائي‌ گوهر پاک‌ نيکوئي‌ و خير و نور مقدسي‌ پارسيان‌ بود و (انگْرمينيو) نماد اهريمن‌ و شر و ويرانگراست‌ که‌ هر دو جنبه‌ آفرينندگي‌ دارند يکي‌ سازندگي‌ ديگري‌ ويرانگري‌. در نظرگاههاي‌ زرتشتيان‌ ابديت‌ تعاقب‌ بُعد مادي‌ آفرينش‌ است‌. در فلسفه‌ زرتشت‌ (اَشا) قانون‌ طبيعي‌ و قانون‌ الهي‌ و ازلي‌ و ابدي‌ است‌ (اشا) قانون‌ راستي‌ و درستي‌ و داد است‌ هر فعليتي‌ و هر کنشي‌ چنانچه‌ با قانون‌ (اَشا) همخواني‌ و سازگار نباشد و راستي‌ و درستي‌ آن‌ بر عدالت‌ و دادخواهي‌ نيانجامد از قانون‌ (اَشا) خارج‌ است‌ (اَشا) درون‌ پويائي‌ و برون‌ پويائي‌ تکامل‌ را به‌ جهان‌ عرضه‌ ميدارد. گفتار نيک‌ و پندار نيک‌ و کردار نيک‌ سه‌ اصل‌ اهورائي‌ است‌ که‌ در تارپود قوانين‌ زيستن‌ بشريت‌ ارمغاني‌ جز جاودنگي‌ ندارد. زرتشت‌ آزادي‌ و اختيار را گزينشي‌ براي‌ مردم‌ ميداند. بهره‌ کار هر کس‌ همانست‌ که‌ انجام‌ مي‌دهد جبري‌ براي‌ اشخاص‌ نيست‌ نيکي‌ اشخاص‌ جز بهره‌ئي‌ از نيکوئي‌ و شر اشخاص‌ جز شري‌ براي‌ وي‌ نخواهد بود. داد اهورائي‌ خدشه‌ناپذير است‌ و نيکي‌ و شرارت‌ اصالت‌ دارند.

+ نوشته شده در  جمعه 28 اسفند1388ساعت 13:25  توسط کوروش پرتوی  | 

ضرب المثل هاي فرانسوي

  ضرب المثل هاي فرانسوي

   مثل فرانسوی : زن و پرنده بدون آنکه به عقب برگردند ، می توانند ببینند .

   مثل فرانسوی : کسی که اندرز ارزان را رد کند طولی نمی کشد که پشیمانی را با قیمت گرانی خریداری خواهد کرد .

   مثل فرانسوی : کسی که به خیال خود می خواهد فقط ضربه ای بزند ممکن است مرتکب قتلی شود .

   مثل فرانسوی : مرد شکست خورده طالب جنگ بیشتر است .

   مثل فرانسوی : خانه ات را برای ترساندن موش آتش نزن .

   مثل فرانسوی : اگر مار را می کشی ، بچه اش را هم بکش .

   مثل فرانسوی : وعده که کردی مقروض می شوی ، مقروض که شده وعده می کنی .

   مثل فرانسوی :ازدواج زودش اشتباه بزرگی و دیرش اشتباه بزرگتری است .

   مثل فرانسوی : زنگ آهن را می خورد و حسادت قلب را .

   مثل فرانسوی : پول، به عقلا خدمت می کند و بر احمقان حکومت.

   مثل فرانسوی : شوهر و بچه را هرچه در بازی های خود آرام بگذارید بیشتر به شما محبت پیدا میکنند .

   مثل فرانسوی : داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .

   مثل فرانسوی : بهتر است آدمی طرف حسادت مردم واقع شود تا طرف ترحم آنها.

   مثل فرانسوی   : هر کس نگهبان شراف خویش است .

   مثل فرانسوی   : یگانه مرد خوشبخت کسی است که تصور می کند خوشبخت است.

   مثل فرانسوی   : صاعقه به قلل بزرگ اصابت می کند.

   مثل فرانسوی   : ضایع ترین روز، روزی است که نخندیده ایم.

+ نوشته شده در  جمعه 28 اسفند1388ساعت 13:2  توسط کوروش پرتوی  | 

چند عکس از یاس

koorosh50.blogfa.com

koorosh50.blogfa.com

koorosh50.blogfa.com

koorosh50.blogfa.com

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 بهمن1388ساعت 19:48  توسط کوروش پرتوی  |